امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 23 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

ای همه وجودممممم

ای همه وجود من...   امروز عشق می بارد و من از میان زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارم   به دنبال پروانه ها می دوم در کهکشانی از عشق تا خط جاذبه بر گرد تو می چرخم و سبدی از اطلسی و سوسن را با تن پوشی از شعرهایم به رسم هدیه با بوسه ایی بر لبانت می گذارم و پایان من آغاز می شود در عشقی که هرگز نمی میرد.   ...
27 دی 1392

بابا

چند لحظه ای بیشتر ، نمیگذرد که ... بار ديگر غرق لذتمان كردي و  گفتي  : "  با با جون جون " خوشحالم از اينكه پدرت هم حضور داشت و در اين لذت بزرگ با من شريك شد.   ...
27 دی 1392

نیم سالگی هدیه خدا

این روز ها اینقدر شیطون شدی که فرصت نمیکنم وبلاگت رو آپدیت کنم مجبورم نیمه شبها بیام پسرم ببخش که دیر به دیر مطلب مینویسم.ایشالله ماهگردهای بعدی رو زود به زود مینویسم. تو آمدی و شدی همه چیز من و اینک میخواهم این نوید را به همگان بدهم که نوزاد تازه متولد شده دیروز من امروز 6 ماهه شده و به راستی اینجاست که درک میکنم گذر زمان در کنار تو اصلا احساس نخواهد شد. تمام بی خوابی هایم فدای یک نگاه و لبخند زیبای تو. بوی تنت سرمستم میکند و عطر دل انگیز وجودت مرا از شوق سرشار... دردونه من! امیرمحمد نازنینم. 6 ماه با عشق کنار هم زندگی کردیم و چقدر خوشحالم که تو رو دارم. اصلا باورم نمیشه که نصف سال رو با...
24 دی 1392

حضور قشنگت

 امیر محمّد جانم پسر خوشگلم باور كن تو قشنگترين چيز توي دنيا براي مني باور کن. همه دنيا رو با يه خنده خوشگل تو عوض نمي كنم باور کن. وقتي دستاتو بلند ميكني تا بغلت كنم قشنگترين صحنه ايه كه تو تمام زندگیم دیدم. زندگي يعني همين چيزهاي كوچولو ، خنده هاي قشنگ تو، غذا خوردن با اشتهاي تو،اینکه  بياي تو بغلم سرتو بزاري روي شونم و بغل هيچ كسه ديگه اي نري هر کی صدات میکنه محکم خودتو تو بغلم جا میدی، تو بغل هرکی باشی تا منو میبینی با تمام وجودت میخوای پرواز کنی بیای بغلم. وقتی بابایی از سرکار میاد سریع خودتو میندازی تو بغل بابایی و براش میخندی . وقتی  آروم  تو بغل بابایی میشینی و تل...
22 دی 1392

بازی کودکانه

زیباترین   نگاهم رو تقدیم بازیهای کودکانه ات میکنم که چه ساده در  کمال سادگی به همه چیز نگاه میکنی و لبخند کودکانه ات رو به سوی  همه دنیا روانه میکنی تو یک موجود پاک و بی آلایشی که ضربه  تند و خشن زندگی را زیبا و دوست داشتنی می پنداری و بدونه هیج توقعی به زندگی عشق می ورزی.   دوستت دارم پسرم     ...
22 دی 1392

آغوش تو

حس زیبایی دارم ! حسی که تمام لحظات پاک مادر بودن را در خود خلاصه میکند .   دردانه ام   امروز دستان کوچکت را برای آغوش من باز کردی و حس زیبایی به من دادی . چند مدتی است که وقتی دلت آغوش مرا میخواهد ، دستانت را باز میکنی و مرا طلب میکنی . ولی این بار ... چنان دستانت را برایم باز کردی ، گویی که قصد پرواز داری و صدایی كه هرگز از گوشم بيرون نميرود... و لبریز از عشقم کردی و حس مـــــادری! عجب حسی است این حس مــــــادری! پاک تریــن و زیبــا تریــن حس عالـــم! وقتی میبینم که تو،تنها خواهان آغوش منی و تنها در آغوش من است که آرام میگیری ، به اوج می روم و...
22 دی 1392

سرماخوردگی

دوباره سرماخوردگي ، تب و سرفه ! تو این دو ماه اخیر این چندمین بار که سرما خوردی با اینکه خیلی مواظبم سرما نخوری اما بازم  .......... بیشتر از تب کردنات میترسیدم  آخ كه ديدن تو ، تو اين وضعيت شكنجــــه ست برام . همه ميگن كه من خيلي حساسم و سخت ميگيرم . يه سرما خورده گي ساده است ديگه !! امـــــــــــا براي  من  ، ساده نيست ! بي تابي هاي  تـــــــو  ، براي من ســـــــاده نيست ! با چه زبوني بگم ؟!  آخه من يه مادرم...! كدوم مادري توان ديدن جگر گوشه اش رو تو اين وضعيت داره ؟! طفل معصــــوم من ! صدات گرفته وقتی گریه میکنی انگار دنیا ...
20 دی 1392

خواب

تمـــــــام سلول هايم ، عاشـــــــــق ميشوند ، وقتي كه  تــــــو   ؛ در خواب نازي ...   مي نشينم و تماشا ميكنم ، ايـن همه زيبــــايي را ...   كه همه از آن توست ... و شگفت زده ي  اين همه زيبايي و اين همه معصـــوميت ميشوم.   فرشته پاك من !! كـــاش ميدانستم كه چه خوابي ميبيني.         بخواب آرام جــــــانم ! آسوده بخواب ... مبادا كه يك مو از سر قاصدك روياهايت كم بشود . ...
20 دی 1392

قلب من برای تو ....

همین الان! هر دو دراز کشیدیم . از رو شکمم میای بالا سرتو روی قلبم میگذاری و لبخند میزنی طوری که مرواریدات مشخص میشه. از همان لبخندهایی که پر از آرامش.... از همان هایی که من عاشقش هستم! سرت را روی قلبم میگذاری و لبخند میزنی و آرام میگیری. با دیدن این صحنه من به اوج میروم به خدا می رسم! چقد خوبه که میبینم  آرامشت را از من میگیری جگر گوشه ام. از تپش های قلب من آرام میگیری..... چقد خوبه که من مادر توام و تو هم نفس من! چقد خوبه محبوب من! دوستت دارم پسر پاک و مهربانم    ...
20 دی 1392